مركز اطلاعات و مدارك اسلامى
157
فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )
استحقاق ثواب صلاحيت شخص براى دريافت ثواب ، به سبب التزام به اوامر و نواهى استحقاق ثواب به معناى حكم عقل و عقلا به شايستگى شخص براى دريافت ثواب مىباشد ؛ يعنى شايسته است از نفعى همراه با تعظيم و بزرگداشت بهرهمند گردد . سبب استحقاق ثواب ، انجام واجبات ، مستحبات و امور نيك و پسنديده و اجتناب از امور ناپسند و قبيح است ، زيرا شخص با انجام تكليفى كه مولا متوجه او نموده است به مشقت و سختى مىافتد و چون خداوند بىغرض كارى انجام نمىدهد ، عقل حكم مىكند كه غرض از آن يا ضرر رساندن به مكلف است يا نفع رساندن به او ؛ احتمال اولى منتفى است ، زيرا ظلم است و خداوند ظلم نمىكند ، در نتيجه ، غرض از تكليف ، نفع رساندن به مكلف است و شخص با اداى تكليف مستحق ثواب مىگردد . در اينكه آيا انجام واجب غيرى نيز همچون انجام واجب نفسى باعث استحقاق ثواب مىگردد يا نه اختلاف است . « 1 » آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 298 و 138 . رشتى ، حبيب اللّه بن محمد على ، بدائع الافكار ، ص ( 332 - 329 ) . مشكينى ، على ، تحرير المعالم ، ص ( 146 - 145 ) . حكيم ، محمد سعيد ، المحكم فى اصول الفقه ، ج 3 ، ص 50 . استحقاق ذم صلاحيت شخص براى نكوهش ، به سبب عدم التزام به اوامر و نواهى استحقاق ذم به معناى حكم عقل و عقلا به صلاحيت شخص براى نكوهش مىباشد ؛ يعنى شخصى به خاطر انجام امورى كه نزد عقل و عقلا نامطلوب و نكوهيده است ، مانند ظلم كردن ، سزاوار نكوهش مىگردد . ذم در لغت ، به معناى نكوهيدن ، و در اصطلاح ، به معناى سخنى است كه بر پايين بودن مقام و رتبه شخص مذموم در نزد نكوهشكننده دلالت مىكند . سبب استحقاق ذم ، انجام فعل قبيح و ناپسند و اخلال به واجبات است . نكته اول : در اينكه متجرى ، به خاطر نيت خود مستحق ذم است ، اختلافى نيست ، ولى در اينكه علاوه برآن ، مستحق عقوبت نيز مىباشد ، اختلاف است . نكته دوم : برخى معتقدند استحقاق ذم يا عين استحقاق عقاب است يا ملازم آن . « 1 * » مشكينى ، على ، تحرير المعالم ، ص ( 146 - 145 ) . حكيم ، محمد سعيد ، المحكم فى اصول الفقه ، ج 2 ، ص 167 . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 2 ، ص ( 83 - 82 ) . رشتى ، حبيب اللّه بن محمد على ، بدائع الافكار ، ص 329 . اصفهانى ، محمد تقى بن عبد الرحيم ، هداية المسترشدين فى شرح معالم الدين ، ص 192 . استحقاق شرعى ثواب حكم شرع به صلاحيت شخص براى دريافت پاداش ، به سبب التزام به اوامر و نواهى استحقاق شرعى ثواب ، مقابل استحقاق عقلى ثواب بوده و به معناى حكم شرع و شارع به سزاوارى شخص مطيع نسبت به مدح و پاداش مىباشد . اين حكم از طريق آيات و روايات قابل دسترسى است ، مانند اينكه خداوند فرموده است : أَنِّي لا أُضِيعُ عَمَلَ عامِلٍ ؛ « من عمل صحيح صاحب عملى از شما را تباه نمىكنم . . . » . « 1 - » و نيز فرموده است : وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ ؛ * « و هركس خدا و پيامبر او را فرمان برد ، وى را به باغهايى كه از زير [ درختان ] آن نهرهايى روان است وارد مىكند » . « 2 » رشتى ، حبيب اللّه بن محمد على ، بدائع الافكار ، ص 329 . استحقاق عقاب صلاحيت عقوبت شدن - رنج همراه با اهانت - به سبب عدم التزام به اوامر و نواهى استحقاق عقاب به معناى حكم عقل و عقلا است به اينكه شخص عاصى سزاوار عقاب - رنج و ضرر همراه با استخفاف و اهانت - مىباشد . سبب استحقاق عقاب ، انجام اعمال ناپسند است ، زيرا در معاصى واقعى ، علتى وجود دارد كه به نظر عقل و عقلا ملاك استحقاق عقوبت است ، كه از آن به « مخالفت با امر مولوى » مخالفت با اوامر و نواهى مولا از روى علم ، عمد و اختيار تعبير مىكنند . نكته اول : در اينكه آيا استحقاق عقوبت در تجرى ثابت است يا نه ، اختلاف وجود دارد ؛ مرحوم « آخوند خراسانى » در كفاية و مرحوم محقق اصفهانى » در حاشيه كفايه ، به استحقاق عقوبت
--> ( 1 ) . طباطبايى قمى ، تقى ، آراؤنا فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص 158 . ( 1 * ) . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 228 . ( 1 - ) . آل عمران ( 3 ) ، آيه 195 . ( 2 ) . فتح ( 48 ) ، آيه 17 .